الشيخ فاضل اللنكراني - الشيخ شهاب الدين الإشراقي
43
حماة الوحي (پاسداران وحى) (فارسى)
امام ، غايب است و آنگاه ، كه ارادهء حقّ اقتضا كند ظهور خواهد كرد و جهان را آكنده از داد خواهد ساخت و مدينهء فاضلهء نبوى را تحقّق خواهد بخشيد : « يَمْلَا الأرْضَ عَدْلًا وقِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ جَوراًو ظُلْماً » . « 1 » و او صاحبِ « زمان » و همو ، مهدى موعود - عجّل اللَّه تعالى فرجه - است . در تجزيه و تحليلهاى سنّتى در حوزه امامت ، بيشتر دو بخش : شرايط امام و مسئوليتهاى امامت مورد نظر بوده است . و بىترديد ، بررسى همين دو بخش ، توانسته است به بسيارى از پرسشها ، كه در پيرامون امامت مطرح است ، پاسخ دهد . و امّا آن چه اكنون و در اينجا ، بدان اشاره مىشود ، تبيين برجستهترين و حياتىترين نقشِ دينى امام است ؛ يعنى مرجعيت انحصارى او ، در تفسير قرآن و تأويل حقايق آن و تبيين شريعت و نفى و طردِ هرگونه روشهاى ظنّى در ارائهء مفاهيم دينى است . و اين نكتهء بسيار ظريفى است ، كه براى فهمهاى استوار تصوّر حقيقت امامت با توجه به اين نقش حياتى كه دارد ، از تصديقِ به تنصيصِ به آن ، از جانب خداوند و تأكيد آن ، به وسيلهء سنّت و ابلاغِ آن به وسيلهء پيامبر صلى الله عليه و آله و نيز ، برخوردارى از ويژگى عصمت علمى و عملى و دانش فراوان امام ، جدا نخواهد بود . به باور ما شيعيان ، امام بايد در تفسير قرآن و تأويل حقايق آن و تبيين شريعت و در سنّتشناسى ، داناترين و از هر حيث سرآمد همگان باشد . و از اين رو بود ، كه پيامبر صلى الله عليه و آله در دهها حديث معتبر مؤكّدانه و مشفقانه اصرار بر رجوع به اهلبيت عليهم السلام داشت ، و امير مؤمنان على عليه السلام در بسيارى از خطابههاى خود به دانش فراوان خويش استناد مىكرد و مىفرمود :
--> ( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 338 ؛ المهدى ، ص 194 .